الشيخ أبو الفتوح الرازي
352
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
طريقهء تنبيه بر خطاى قوم تفسير دادند ، و يكى گفتند بر وجه تهكّم و سخريّت است - چنان كه اين نظاير كه آورديم ، و اين هم دور نيست كه حمل كنند مورد آيت را اعني قوله : * ( هذا رَبِّي ) * ، يك بار به تنبيه بر خطاى قوم تا متنبّه شوند بر خطاى خود و واقف شوند بر آن ، و يك بار بر وجه تهكّم و سخريّت ، يعنى عندكم و في ظنّكم . وجه چهارم در آيت جواب سايل آن است كه : اين استفهام است خبر نيست ، و معنى استفهام تقرير و تقريع باشد و همزه استفهام بيفگند از او و عرب همزهء استفهام بيفگنند ( 1 ) در بسيارى مواضع ، نبينى كه در اشعار ايشان از اين بسيار است منها قول الاخطل ( 2 ) : كذّبتك عينك ام رأيت بواسط غلس الظَّلام من الرّبا خيالا و قال آخر ( 3 ) : لعمرك ما ادري و ان كنت داريا بسبع رمين الجمر ام بثمان و قال اوس بن حجر ( 4 ) : لعمرك ما ادري و ان كنت داريا شعيب بن سهم ام شعيب بن منقر و قال ابن ابى ربيعة : ثمّ قالوا تحبّها قلت بهرا عدد ( 5 ) القطر و الحصى و التّراب و اين جواب معتمد نيست براى آن كه عرب حرف استفهام آن جا بيفگنند ( 6 ) كه در كلام عوضى باشد از او كه بر او دليل كند ، چه اگر نه چنين باشد استفهام به خبر ملتبس شود و فرق نتواند كردن . پس هر كجا در كلام عوضى باشد از او كه دليل حذف [ 88 - پ ] كند حذف كنند تعويلا عليه ، و آن جا كه نباشد نكنند نبينى كه اين ابيات كه آورد « ام » ( 7 ) در اوست كه معادل همزه استفهام باشد ، چنان كه : زيد
--> ( 1 ) . لت ، آن : بيفگند . ( 2 ) . مج ، مت ، وز شعر . ( 4 - 3 ) . اساس : كذّبتكم ، با توجّه به مج تصحيح شد . ( 5 ) . اساس : الظفر ، با توجّه به مج تصحيح شد . ( 6 ) . آن بيفگند . ( 7 ) . اساس : آوردم ، با توجّه به سياق عبارات از چاپ مرحوم شعرانى ( 4 / 470 ) تصحيح شد ، آج : در او « أم » است .